اكبر ترابى شهرضايى
168
آئين كيفرى اسلام (فارسى)
بوسيد ، حكمش چيست ؟ امام عليه السلام فرمود : صد تازيانه . مقصود از كلمهى « مجذم » چيست ؟ اگر مراد فرد جذامى و مبتلا به جذام است ، بايد مىگفت : مجذوم ، و مجذم علىالقاعده صحيح نيست ؛ زيرا ، نسخهى بدل كلمهى « محرم » دارد كه به دو صورت خوانده مىشود : « مَحرم » ، « مُحرم » كدام يك از اين سه احتمال در اينجا صحيح است ؟ عناوينى كه در لسان سائل آورده مىشود ، بايد در ثبوت حكم دخالت داشته باشد ؛ و گرنه اگر دخالتى نداشته باشد ، اخذ آن در موضوع سؤال بدون وجه است ؛ مثلًا سؤال كند براى سيّد يا بلندقامتى در نماز شكّ بين سه و چهار پيش آمد ؛ در اينجا سيادت و بلندقامتى دخالتى در حكم ندارد . در اين مقام ، اگر كلمهى « مجذم » باشد ، مبتلابه اين اشكال است ؛ زيرا ، مجذم بودن نقشى در حكم ندارد ؛ آنچه در ثبوت حكم اثر دارد ، بوسيدن ناشى از هيجان و شهوت است ؛ بنابراين ، به نظر ما خيلى بعيد است كه « مجذم » استعمال شده باشد . احتمال اين كه « مَحْرم » نيز باشد ، خيلى بعيد است ؛ محرميّت نسبتى بين دو نفر است ، و اگر مىخواست محرم بگويد نبايد ابتدا به ساكن بگويد : « محرم قبّل غلاماً بشهوة » ، بلكه بايد مىگفت : « رجلٌ قَبّل غلاماً محرماً له بشهوة » ؛ اگر بدون مقدّمه بگويد : مَحْرم ، انسان هاج و واج مىشود كه منظور چيست . اين عبارت به نظر ما غلط است كه گفته : « محرم قبّل غلاماً » ؛ و غلام را هم نكره و بدون توصيف آورده است . بنابراين ، بحث كسانى كه درصدد اثبات « مَحْرم » برآمده و بعد گفتهاند : اگر در « محرم » حكم صد تازيانه باشد ، در غير مَحرم نيز همينطور است ؛ زيرا ، فرقى بين محرم و غير محرم نيست . لذا ، احتمال سوّم خود به خود تثبيت مىشود ؛ زيرا ، مىتوان گفت : « مُحْرِم قبّل غلاماً بشهوة » در اين حال دو احتمال دارد : يكى اين كه سؤال از حكم اصل عمل است ، مانند اين كه بخواهد سؤال از صحّت احرام بكند ؛ يكبار هم مىداند اصل عمل تعزير دارد ، حال سؤال مىكند آيا در اين حالت نيز همان حكم را دارد ، مثل كسى كه مىداند نگاه در حال عادى به زن اجنبى حرام است . پرسش او از حال احرام براى اين است كه بداند آيا گناه و